واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

369

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

به دست مىدهد « 1 » . نصرآباد شهر بزرگى بوده و باغستانهاى انبوه داشته . و پادشاهى ( محتملا احمد بن اسد ) آن شهر را براى پسر خود نصر بنا كرده بوده . نزديك رنجد مزارع بسيار وجود داشته . مسجد آدينهء زيبائى در ميان بازار كفاشان برپا بوده . تسحان شهرى بزرگ و پرجمعيت بوده و مسجد جامع آن در وسط بازار بزازان قرار داشته . زرقان از لحاظ وسعت شهرى متوسط بوده و برنج‌زارهاى فراوان و آب بسيار داشته . نزديك دروازهء مسجد باغ پر سايه و خنكى وجود داشته . بش‌بشان شهرى بزرگ بوده و دروازهء مسجد آدينهء آن به طرف ميدانى گشوده مىشده . استخرى و ابن حوقل « 2 » از شهر باراب يا فاراب كه بر كرانهء سيردريا قرار داشته ياد مىكنند و سمعانى و ياقوت « 3 » از قريهء يدخكث ( به قول ياقوت : يدخكث ) سخن مىگويند ولى محل آن را ذكر نمىكنند . در هيچ يك از نواحى ماوراء النهر قراء چنين پهنهء وسيعى را كه در فرغانه فروگرفته بودند اشغال نمىكردند . گاه درازاى قريه‌اى معادل يك روز راه بوده « 4 » . اين ناحيه به ثروت معدنى خود شهرت داشته . در نزديكى

--> ( 1 ) - مقدسى ، 272 - 271 . ( 2 ) - استخرى : 347 ؛ ابن حوقل 406 . ( 3 ) - سمعانى . نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 465 ؛ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « اليذخكثى » ؛ ياقوت « معجم » ، I V ، 1014 . اين كلمه محتملا فقط خطائى است در تحرير كه به جاى بدخكث كه مؤلفان در جاهاى ديگر آورده‌اند نوشته شده ( سمعانى ذيل كلمهء « البدخكثى » . ياقوت ، « معجم » ، I ، 524 ؛ سمعانى مىگويد كه اين قريه‌اى بوده « در اسفجاب يا شاش » . از گفتهء ابن خرداذبه مىدانيم كه اين قريه در 9 فرسخى شمال شرقى اسفجاب بر سر راه طراز قرار داشته . دربارهء تفصيلات ديگر رجوع شود به : بارتولد ، « گزارش سفر به آسياى ميانه » ، ص 9 . ( 4 ) - استخرى ، 334 - 333 ؛ ابن حوقل 395 - 394 .